مناظره با جناب خر شعر روزی به رهی مرا گذر بود ایرج میرزا

با سلام خدمت دوستان عزیز :) و با عرض معذرت خواهی مجدد بابت اوقاتی که نبودم و همچنین تبریک عید سعید فطر و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما.
باز هم هستیم با  محفل شعرخوانی نمونه خوارزمی شبستر و  کلاس یادگاریمون :) و با یاد از معلم گرامیمون آقای کشفی بابت برگزاری این کلاس ها...
این پست بسیار ویژه هست :دی (شعر خریت) بعله اصلا یک دوره ای تمام شعر هایی از جناب خر میخوندیم :)


با ما همراه باشید...

شعر خریت ایرج میرزا

 


روزی به رهی مرا گذر بود
خوابیده به ره جناب خر بود

 

از خر تو نگو که چون گهر بود
چون صاحب دانش و هنر بود


گفتم که جناب در چه حالی
فرمود که وضع باشد عالی


گفتم که بیا خری رها کن
آدم شو و بعد از این صفاکن


گفتا که برو مرا رها کن
زخم تن خویش را دوا کن


 

خر صاحب عقل و هوش باشد
دور از عمل وحوش باشد


 

نه ظلم به دیگری نمودیم
نه اهل ریا و مکر بودیم


راضی چو به رزق خویش بودیم
از سفرۀ کس نان نربودیم


دیدی تو خری کشد خری را؟
یا آنکه برد ز تن سری را؟


 

دیدی تو خری که کم فروشد ؟
یا بهر فریب خلق کوشد ؟


 

دیدی تو خری که رشوه خوار است؟
یا بر خر دیگری سوار است؟


 

دیدی تو خری شکسته پیمان؟
یا آنکه ز دیگری برد نان؟


دیدی تو خری حریف جوید؟
یا مرده و زنده باد گوید؟


 

دیدی تو خری که در زمانه؟
خر های دیگر پیش روانه


یا آنکه خری ز روی تزویر
خرهای دیگر کشد به زنجیر؟


هرگز تو شنیده ای که یک خر؟
با زور و فریب گشته سرور

مناظره با جناب خر

 

خر دور ز قیل و قال باشد
نارو زدنش محال باشد


خر معدن معرفت کمال است
غیر از خریت ز خر محال است


 

تزویر و ریا و مکر و حیله
منسوخ شدست در طویله


 

دیدم سخنش همه متین است
فرمایش او همه یقین است


 

گفتم که ز آدمی سری تو
هرچند به دید ما خری تو


بنشستم و آرزو نمودم
بر خالق خویش رو نمودم


ای کاش که قانون خریت
جاری بشود به هر ولایت

مناظره با جناب خر ایرج میرزا

شاعر : ایرج میرزا

خوب این پست هم تموم شد امیدوارم لذت برده باشید :) ای کاش که انسان ها هم از حیوانات خیلی چیز ها یاد بگیرند . همونطور که قابیل تو اولین جنایت قبر کندن رو از کلاغ یاد گرفت .

موفق و پیروز باشید در پناه حق

لینک کوتاه مطلب:

https://goo.gl/2LVVCq