سلام و صد سلام و تمامی دوستانی بلاگ بیانی که پشت میز نشستن و اشتباهی وبلاگ منو باز کردن :) ماجرا از این قرار هست که آقا من از بچگی بر خلاف بسیاری از بچه های بالا شهر و پایین شهر و وسط شهر و کلا همه جا، علاقه زیادی به بازی هایی مثل فوتبال و پل دستی و این چیزا نداشتم پس مینشستم خونه و خودم رو با تلویزیون و کتاب ها و این چیزا مشغول میکردم. یکی از برنامه های مورد علاقم که میدونم برای یک بچه خیلی بعید میاد "افسانه زدایان" شبکه چهار بود که توش دو مرد خوشتیپ و استایلیش اتفاقات درون سریال ها رو بر اساس علم و واقعیت رد یا قبول میکردن. بعله آدم هایی هم وجود دارن که عشقشون شبکه چهار صدا و سیما باشه :)))

همیشه از آزمایش هایی که انجام میدادن خوشم میومد و واقعا تشنه کشف چیز های جدید بودم (البت تا زمان دبیرستان. تو دبیرستان هر چیزی رو هم که از قبل یاد گرفته بودم برام زهر مار شد!) کلا علاقه خیلی زیادی به یادگیری چیز های سال بعد داشتم. تو کلاس ششم بود که فکر کنم با توان و جزر و این چیزا آشنا شدم و البتههه چیز هایی رو هم دیدم که نباید میدیدم :| یک توصیه مهم من: اگر یک خواهر یا داداش کوچیک دارین و عشقش این چیزاس کتاب های حساس رو دور از دسترس قرار بدین. خوشبختانه به اندازه ای بچه مثبت و گیج بودم که چیزی نفهمیدم :))

بعد از مدتی هم با سری "چیستا" آشنا شدم. آزمایش های علمی که توسط دکتر علی عبدالعالی محترم و ابوالفضل جان (شرمنده دیگه فامیلشون یادم رفته!) اجرا میشد و واقعا برام لذت بخش بود. فکر کنم شعارشون هم همین بود: یادگیری با طعم لذت. کلا دوران بچگی فکر میکردم قراره یک دانشمندی چیزی بشم. یک جورایی هم ناراحتم از اینکه برنامه هایی مثل "استاد همه چی دون" دیگه برای بچه ها پخش نمیشه. خودم هم دوست داشتم  چنین فردی بشم که با لذت و شگفتی تمام چیز هایی که میدونستم  رو به کسی آموزش بدم و تو دوران راهنمایی هم تقریبا این معلوم بود. درس علوم تجربی رو از بقیه درس ها بیشتر دوست داشتم و علاوه بر کتاب مدرسه و کمک درسی از منابع دیگه هم استفاده میکردم و پاورپوینت میساختم (و یا سوال طرح میکردم. میدونم هنوزم که هنوزه هیچ کدوم از پاورپوینت هام رو آپلود نکردم :) الان از اون دوران خیلی بهتر میتونم پاورپوینت بسازم ولی خوب هیچ چیزی مثل اون دوران نمیشه!)

خلاصه، این فکر توی سرم بود که منم باید یک روزی از این سری های جذاب شروع کنم و چه جایی بهتر از بلاگ بیان؟ :) پس بخاطر همین تصمیم گرفتم که یک آموزش شروع کنم که بفهمم چند مرده حلاجم و سختی کار چقدر هست و شاید هم بعضی ها مقدمه کار رو فهمیدن و راه خودشون رو پیدا کردن! البت یادتون باشه من همون فسقلی تو عکس نمایم هستم و استاد دانشگاه آکسفورد نیستم :) منو یک همکلاسی فرض کنین که دوست داره چیز هایی که بلده به شما هم یاد بده. من خودمم در حال یاد گیری هستم و خیلییییی کار دارم تا حسابی وارد بشم. بگذریم اولین سری آموزش مربوط میشه به همین وبلاگ خودتون. چطوری ظاهرش رو بهتر کنین، چطور سرعت لود شدن رو افزایش بدین و چطور هر جور که سلیقتون دوست داره ویرایشش کنین. ابزار هایی که خودم هم استفاده میکنم معرفی میکنم.

برای الان توصیه میکنم وبلاگ هایی مثل اسکای لاو و پلاک 7 رو اگر نمیشناسین حتما ببینید چون مشوق اصلی من برای این کار این دو وبلاگ بودن. و البت اگر میگین این که قالبش زشته! از کجا میتونه چیزی به ما یاد بده، باید بگم قالب و وبلاگ مال خیلی وقت پیش هستن و قصد نداشتم تو بیان ادامه بدم ولی خب زمانه عوض شده :) بگذریم منتظر قسمت اول از آموزش باشین... :) تا دیدار بعد خداحافظ همگی!