چرتک بلاگ

کدنویسی، آموزش وبلاگ، تفریح و دلنوشت با کمی چاشنی طنز

غبارروبی سالانه

توسط Mohsen ‌ در تاریخ ۲۴ دی ۱۴۰۴

در موضوعات: دلنوشت

مجرم همیشه به صحنه قتل برمیگرده. چراش رو نمیدونم ولی خوب من برگشتم تا با غر زدن‌های سالانه (که کم کم داره جاش رو به غر زدن های دهه‌ای میده اگر تاریخ پست قبلی رو چک کنین) یک دستمالی به این وبلاگ غبار گرفته بکشم. اگرچه اینجا دیگه کارش از دستمال کشیدن گذشته و میشه به عنوان خانه وحشت ازش استفاده کرد.

 

باید زیر سنگ زندگی کنین (اگر میکنین که خوش به حالتون کاش جای شما بودم) که متوجه نباشین اوضاع اطراف چطوریه. هر روز شاهد پیشرفت، ارزون‌تر شدن کالاها، بهبود اوضاع رفاهی و پیشرفت علم هستیم و در این حد مردم راضی هستن که به خیابونا میریزن و میگن کافیه! ما توان این همه آسایش و رفاه رو نداریم! و اینقدر این حجم از رضایت زیاد هست که از این پلیس سیاها میان تا هیجان مردم رو کنترل کنن که خوب با منطق GTA سازگار هست اگر سوار تانک بشین و به منطقه نظامی برین یا اینکه چیت کد بزنین از اینا میاد... حس میکنم ایران رو حالت Nightmare Difficiulty هست که بابت ایستادن و حتی حرف زدن برای گرفتن حق خودتون هم پنج ستاره میگیرین. کی گفته ایران آزادی نداره؟ شما توی آخرت بعد مرگتون آزادین هر کاری خواستین بکنین و هر چیزی بخواین بگین. تازه غذا و مشروب و حوری و کلی نعمت دیگه هم هست ولی تو این دنیا حرامه از این کارا نکنین (استغفرالله)

 

این وسط هم حاج سعید آبدارچی حین آوردن چایی به سید پاش گیر میکنه و سیم اینترنت رو از جاش میکشه ولی خوب هیچ مسئله‌ای نیست چون ما کشور مستقلی هستیم و عملا هیچ یک از سایت‌ها و سرویس‌هامون به بیرون وابسته نیست و همه داخل کشور و تولید ملی هستن. در اصل این ما هستیم که جلودار تکنولوژی و علم هستیم و الان سایر کشورهای دنیا یک هفته از علم روز عقب موندن. شرط میبندم هیچ احدالناسی از ایران هنوز متوجه قطعی اینترنت نشده و همه تو زندگی عادی خودشون هستن و ضرری بابت این جریان نمیبینن.

 

قانون ما تا زمانی قانون هست که به ما ضرری نداشته باشه و اگر دیدیم به ضرر ماست میتونیم قانون رو جور دیگه تفسیر کنیم (مملکت دست ماست، میخوای از ما پیش کی شکایت کنی؟) ما میتونیم اینترنت آزاد با سیمکارت سفید داشته باشیم ولی شما نه. شما میتونین از دوستمون اون پشت vpn و سایر چیزا رو بخرین. مسلما این وسط برای ما هیچ سودی نیستش... مام مثل شما رو یک قایقیم. هیچ چیز سفید دیگه هم به جز سیمکارت و بختمون وجود نداره.

 

یادتونه یک زمانی sms داشتیم؟ اون برای عهد بوق بود دیگه sms خز شده. مرد باشین و به جای این کارا زنگ بزنین. بیخیال جیمیل و گیتهاب و گوگل و یوتیوب و چت جی پی تی و وبسایت‌های علمی باشین. اینا تهاجم فرهنگین و برای آدم عمل خیر و صالح نمیشن. به فکر آخرتتون باشین. اگر هم نیاز دارین کتابخانه‌ای رو توی پروژتون نصب کنین که باز هم غلط میکنین. مرد باشین و کتابخونه خودتون رو بنویسین! یا بهتر، بیخیال همه چیز باشین و به دین بیاین چون هیچ چیزی تو این دنیا ابدی نیست و باید به فکر آخرت باشیم (به جز اسرائیل که سی سال بعد رو حتی نباید تو این دنیا ببینه و نصف هزینه خودمون و استکبار جهانی سرش تلف میشه)

 

اگر مشکلی دارین بهترین کاری که میتونیم انجام بدیم اینه ماهیانه هفت دلار بهتون پول بدیم تا بتونین به صورت قسطی ماست بخرین. اگر فرداش از این گرون‌تر نباشه و قیمت دلار بیشتر نشه نوش جونتون. قیمت دلار هم هیچ تاثیری روی اقتصاد کشور نداره و مثلا تلفنی که دستتون هست یا عملا نفتی که به صورت غیرقانونی و از طریق بازار سیاه میفروشیم با واحد فاخر ریالی هست (البته به شما ریالش میرسه به ما همت). از ازدواج جوانان هم حمایت میکنیم مطمئنا ولی نه به صورت مالی (واقعا اینو خودمم نمیدونم چطور حمایت میکنن؟) اگر هم که ازدواج کردین همین حالا آستین رو بدین بالا و مشغول کار بشین که بچه نیاز داریم (و صد در صد از این هم حمایت میکنیم). برای دخترای هفت سالتون هم آهنگ «ازدواج آرامش» پخش کنین تا اونام از الان یاد بگیرن. اگر بخواین سایت همسریابی برای کودکان هم داریم و میتونین استفاده کنین.

 

چی؟ این مشکلاتتون رو حل نمیکنه؟ خوب انگار بینتون اغتشاشگر هست بزارین من اونا رو بزنم و بعدشم بیاین ببینین مردم چقدر راضی هستن که ریختن به خیابونا. در هر صورت شما غلط میکنین که مشکل داشته باشین. صد در صد شما مزدور دشمن هستین! کشور ما فوق‌العادست و هیچ مشکلی نداره و اگر مشکلی دارین، مشکل اصلی خود شمایین. جمع کنین برین. چی؟ نمیتونین برین؟ خیلی خوب پس برین همون ماستتون رو بخورین! بعد اینکه قسط این ماه رو پرداخت کردین. مشکل حل شد.

 


 

واقعا خستم از این جریانات... هر سال این اتفاقات میشه و آخرش چی میشه؟ خون آدمای بیگناه این وسط میرن و عاملین بدبختی مردم همچنان نفس میکشن و به ریش مردم میخندن... اگر تاریخ بخونین یا حداقلش دو سلول مغز داشته باشین و شست و شوی مغزیتون نکرده باشن متوجه میشین که به مسیر جالبی نمیریم. اصلا وضعیت خوبی نیست. و آخرش اثرش رو روی همه آدما میزاره (شاید الانشم گذاشته).

 

قطعی اینترنت هم من و خیلی از افراد رو فلج کرده و عملا هیچ کار مفیدی نمیتونیم بکنیم... اصلا روحتون هم خبر نداره تا چه حدی به اینترنت وابسته هستیم و هر کاری بکنی نمیتونی کامل این محدودیت‌ها رو دور بزنی. یک نمونش که امروز فهمیدم گواهی ssl هست که به زبان ساده همین https سایتاس. معمولا از lets encrypt استفاده میکنن که رایگانه اما به دلیل قطعی اینترنت امکان صدور و تمدیدش دیگه نیست. اصلا نمیدونم ما CA ایرانی داریم یا نه و نود و نه درصد احتمال میدم جواب نه باشه چون اینترنت و نرم افزار رو برای کشورهای آزاد ساختن.

 

از خودم بگم براتون. دانشگاه رو تموم کردم، سربازی رو هم که رفتیم (مرزبانی ارتش) و خیلی چیزا دیدم و یادگرفتم و از اون زمان خیلی تغییرات داشتم. مثل قدیم آدم امیدوار و مثبت نگر نیستم و حتی شوخ طبعیم هم خشک تر شده و در کل آدم خشک‌تری هستم نسبت به قبل. برای هر کس و هر چیزی حوصله نمیکنم... دلیل اصلی که نمینویسم همینه. همه محترم هستن و آزادن هر چیزی بنویسن ولی اگر به بیان بیام ترجیح اینه چیزی بخونم که یاد بگیرم و به دردم بخوره یا دیدگاه جدیدی داشته باشم که این مورد حس میکنم نسبت به قبل کمتر شده. بیشتر مطالبی که اخیرا میبینم «بشنو از نی چون حکایت میکند از جدایی‌ها شکایت میکند» هست. یا داستان عاشقانه نویسندس (اونم به صورت فصل بندی شده برای هر فرد به صورت جداگانه با جزئیات با اقتباس از فیلم‌های ترکیه ™) یا مثل الان خودم شکایت کردن و شرح حال و روز بد هست و یا شعر و داستان و از این دست چیزها که خوب زیاد طرفدارشون نیستم (با اینکه طبق گفتم خودم یکی از اون هام و این اوکیه. وبلاگ برای اینطور نوشته هاست) بعضا هم که میدان جنگ میشه (اینو دوست دارم... ادامه بدین. اگرچه خودم حوصله بحث کردن با آدمای مرگ مغزی و بچه‌سال ندارم، برین بیرون) در کل خیلی‌ها حتی نمینویسن. مردم هم مثل قبل‌ها حوصله خوندن ندارن و برای من جو وبلاگ نویسی مثل قبل نیستش. این‌ها و یک دلایل دیگه که شروعش از بلاگ بیان بود باعث شد که حس راحتی برای نوشتن تو اینجا نداشته باشم. البته از نوشتن جدا نبودم و توی انجمن کامپیوتر دانشگاهمون و کانالم مطالبی مینوشتم.

 

خدا رو شکر وبلاگ‌هایی مثل مال محمدرضا هنوز فعالیت دارن و باعث خوشحالیه و توی این شرایط قطعی اینترنت هم این پست به درد خیلیا میخوره.

 

در حال حاضر چند وقتیه دنبال کار طبق مهارتمم و ترجیحم اینه دورکاری باشه ولی خوب اگر چاره نباشه شاید مجبور باشم به تهران بیام. شاید هم به صورت فریلنسری مشغول به کار شدم. فعلا تمرکزم بیشتر روی نمونه کار واقعی و تجاری محصولات و بررسی نیاز بازار هستش ولی اگر کاری سراغ داشتین یا نیاز به طراحی سایت یا نرم افزاری بود ازش به شدت استقبال میشه و ممنون میشم. اوضاع چنینی باعث میشه بیشتر به فکر مهاجرت باشم اگرچه نه پولش رو دارم و نه میتونم از کشور و خانواده دل بکنم.

 

تو این مدت‌هم خیلی چیزای بیشتری از وب، devops و لینوکس و ... یاد گرفتم و نسبت به قبل خیلی واردتر شدم و پروژه های بیشتری برای انجمن و خودم زدم (که چون رو کلاودفلیر بودن فعلا دسترسی نیست) اگر این مشکل حل نشه و زبانم لال بشیم کره شمالی مجبورم اینا رو بیارم رو بستر آروان کلاود (که فعلا استاتیک وب سایت‌ش رایگان هست ولی مطمئنم بعد مدتی اینم پولی میکنن) و خوب چون گیتهاب هم نداریم (و بالطبع گیتهاب اکشن و سایر چیزهای خوب دیگه باهاش) مشکلات و چالش‌های بیشتری پیش میاد و در نهایت میبینیم که نیازمند سرور هستیم و در نتیجه با افزایش تقاضا هزینه سرور هم بالاتر میاد (حتی اگر تقاضا زیاد هم نباشه و باز قیمت رو افزایش دادن شما مجبوری بخری) البته اینا باز مشکل قطعی اینترنت که همون قطع شدن با دنیا و تکنولوژی هست رو حل نمیکنه.

 

در کل زندگی شده این مجبور بودن‌ها. فکر نکنم زیاد اینجا بنویسم و احتمالا مطالب و آموزش‌ها رو روی وب سایت شخصیم ببرم و اونجا بنویسم (که با next ساخته شده، اگرچه میتونم از sveltekit, astro, 11ty , ... هم استفاده کنم) دلیلش هم واضحه، سال‌ها گذشته و بیان هیچ تغییر مثبتی نداشته و حتی خیلی از چیزها دچار باگ شدن و یک دوران حتی نمیتونستی امکانات اختیاری بخری... نگرانی از دست دادن اطلاعات و رصد و فروش مطالب و سایر چیزها هم به کنار (چون که سرویس بلاگ قرار بود فروخته بشه اگر اطلاع ندارین) و این باعث میشه تخم مرغ‌هام رو توی سبد بلاگ نگذارم. شما هم میتونین بدون پرداخت هزینه هاست و به صورت رایگان وبسایت خودتون رو داشته باشین که به سیستم خاصی وابسته نباشه (چون استاتیک هست و عملا دارین فایل آپلود میکنین) و حتی پنل مدیریتی هم داشته باشین. اگر آموزشی در این راجع بسازم اینجا هم خبرش رو میزارم.

 

از بعضی تجربه‌های سربازی، اومدن رو آرچ لینوکس و هایپرلند و چیزای دیگه مثل همین چالش پیدا کردن کار و اینام توی کانالم نوشته بودم که اگر اینترنت متصل بشه لینکش رو میزارم تا بخونین اگر خواستین.

 

در کل با اینکه ریشه امید تو دل من خشکیده ولی باز هم آرزو میکنم که اوضاع کشور درست بشن و بتونیم زندگی بکنیم... نه اینکه صرفا زنده بمونیم. از اندک دوستایی که به یادم بودن هم تشکر میکنم. با اینکه به طرز عجیبی سعی در فراموش شدن دارم ولی ما با همین به یاد موندن‌ها زنده‌ایم.

 

امیدوارم که حال دلتون بهتر بشه و خوش باشین.

نظرات

برو به فرم ارسال نظر

تا الان ۷ نظر داریم.

Amirreza ... ۲۴ دی ۱۴۰۴، ۲۰:۵۵

واقعاً کشور قشنگی دارید، میشه برای ما هم یه دعوتنامه ارسال کنید به لطف شما از این بهشت بهرمند بشیم؟ :)

Mohsen ‌ ۲۴ دی ۱۴۰۴، ۲۲:۰۳

متاسفانه یکمی سخت گیریم تو این مورد ولی اگر جزو ساکنین کشورهای عربی و همسایه باشین خدمات فوق ویژه علی‌الخصوص توی دانشگاه‌هامون براتون داریم. البته شاید شناسنامه ندیم :)

ᴺᵃᶳᵗᵃʳᵃᶰ ‌ ۲۴ دی ۱۴۰۴، ۲۳:۴۳

قسمت اول پستت به اندازه‌ی ۶ ساعت دیدن شبکه خبر، فشاریم کرد.

+خوش برگشتی(:

Mohsen ‌ ۲۵ دی ۱۴۰۴، ۰۱:۱۳

خوبه... دردشو درک میکنی. ببین من چی میکشم که یک سر شبکه خبر بازه تو خونمون.
اصولا نرفته بودم و قرار هم نیست که بمونم ولی بازم مرسی :)

ᴺᵃᶳᵗᵃʳᵃᶰ ‌ ۲۵ دی ۱۴۰۴، ۰۱:۵۹

خونه‌ی ما هم همینه متاسفانه👩🏻‍🦯

آره میدونم😂 خواهش میشه^^

Mohsen ‌ ۲۵ دی ۱۴۰۴، ۱۲:۲۲

تشکر 🙏🌹

فاطمه ... ۲۵ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۳۹

از خوندن پستت عصبانی شدم

Mohsen ‌ ۲۵ دی ۱۴۰۴، ۱۲:۱۷

گمون نکنم کسی خوشحال بشه

فاطمه ... ۲۵ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۴۱

واقعا نمیدونم چه میشه کرد در حال حاضر تنها چیزی که به فکر منم میرسه فقط مهاجرته ولی خب نه پولش هست نه اجازه ش
چندباری با آقای شوهر مطرح کردم که وضعیت درست بشو نیست و ما جوونیم و نباید امیدمون بدیم دست این عمامه ای ها، ولی واکنش خاصی نداد چون ترک خانواده سخته
هرچند برای من مهم نیست ترک کردن خانوادم، چون از همون اول هم همچین پناهی برام نبودن

Mohsen ‌ ۲۵ دی ۱۴۰۴، ۱۲:۱۹

عشقتون پایدار
چی بگم، ماهم اوضاعمون اینه... امیدوارم که شرایط بهتر بشه.

Chihiru ‌雨 ۲۵ دی ۱۴۰۴، ۲۱:۵۳

:>>>>>>
دردناک و حق

Mohsen ‌ ۲۵ دی ۱۴۰۴، ۲۳:۳۳

بله...
ممنون از نظرتون

میم صاد الف ۲۷ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۱۴

با غر زدن چیزی درست نمیشه
برای خوب شدن حال چی داری؟

Mohsen ‌ ۲۸ دی ۱۴۰۴، ۰۰:۳۳

اگر اینجا بگم باید کرکره وبلاگ رو پایین بکشم :) 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی